ماهان جونماهان جون، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

ماهان ماه تابانم

جنسیت جوجه مون

سلام بر جوجه کوچولوی مامان امروزشنبه 17ابانه بابایی رفتیم واسه سونوی انومالی وتعیین جنسیت همچی روبراه بود بابایی ازاقای دکتر پرسید جنسیتشم معلومه؟ اقای دکتر گفتن بله به احتمال خیلی زیاد پسره ،عزییییییییییزم اصلا باورم نمیشه ،قربونت برم من،ایشاا.. سالم باشی خوگشل مامان ...
17 آبان 1393

پایان ماه چهارم

سلام جوجه کوچولو امروزچهارشنبه14آبانه(دیروزعاشورابود)چهار ماهگیت تموم شده ویه روزه که وارد ماهگی(هفته17) شدی بابابایی رفتیم شبکه وصدای قلبت کوچولوتو بلاخره شنیدیم و یه عالمه بابابایی قربون صدقت رفتیم خانوم دکتر گفتن توهمین هفته 17سونوی انومالی وتعیین جنسیتو انجام بدم وقرار شد شنبه یعنی سه روز دیگه بریم سونو(همه میگن بهت میاددختر داشته باشی حتی خودمم احساس می کنم دخملی ولی واسه منو بابایی فقط وفقط سلامتیت مهمه دختر یاپسر فرقی نمیکنه مهم اینه که خداجون بهمون یه نی نی سالم بده) وضعیت جوجه کوچولودر پایان  ماه چهارم : توهفته16 چشم‌ها و گوش‌ها به جلوتر حرکت می‌کنندو عضلات گردن نیز قوی‌تر شده و سر نیز حرکت می&zw...
14 آبان 1393

اولین لباس نی نیمون

سلام عزیزم دیروز پنجشنبه8ابان(شما تو هفته15هستی) بابارفتیم ازمایش تریپلو دادم بعدشم رفتیم واست اولین لباستو بایه شیشه شیر خریدیم ضمنا اولین خریدمون واست یه قران بود که الان رو در اتاقت اویزه مبارکت باشه خوگشلم ...
9 آبان 1393

پایان سه ماه اول

سلام برمسافرکوچولوی مامان بلاخره تنبلی روگذاشتم کنارو اومدم به وبت سربزنم ماه  از سفرنه ماهت تودل مامانی میگذره تاالان که مشکل خاصی نداشتم بجز ویار(به مرغ بادمجون قورمه سبزی سس مایونز)که باعث شد یه ماه مهمون مامانی باشیم(ماه دوموکلا خونه مامانی قربونش برم تلپ بودم)واما وضعیت توت فرنگیمون که شماباشی تواین سه ماه ماه اول : تنها یک هفته از زمان اتصالت( که اندازه یک هسته سیبی )به دیواره رحم می گذره.  جفتو بند ناف، هر دو فعال شدن که اکسیژن و مواد غذایی را بین منو فسقلیم انتقال میدن ،خوشه ای از سلول‌ها، قلبتوکه حتی از یه نقطم کوچک‌تره، تشکیل میدن. مغز و نخاعتم شروع به تشکیل شدن کردن ماه دوم : چشم‌...
21 مهر 1393

بهترین خبرعمرم

سلام خوگشلم بلاخره انتظار به پایان رسیدو امروز صبح ساعت11همراه بابایی ومامان جون رفتیم سونو دل تودلمون نبود یه ربع طول کشید تاخانوم دکتر اومد نفرسوم رفتم داخل روتخت درازکشیدم قلبم داشت ازجا کنده میشد چشمم فقط به لبای خانوم دکتر بود و دعا میکردم خبرای خوب اززبونش بشنوم بلاخره خانوم دکتر لب به سخن گشودنوگفت همچی خوبه نی نیتون هفته و روزشه پنج هفته بعدم واسه غربالگری ببا وااااااااااااای نمیدونی چقدخوشحال شدییم توراه برگشت بابایی به عمه فهیم پیام داد که داری عمه میشی متن پیام عمه فهیم:سلام حیف نمیتونم جیغ بکشم به ملیحه تبریک بگو قربونش بره عمه خودمم به مامانی زنگ زدم  مامانییم خیلی خوشحل شد خاله محبوبم پیام داده ...
8 شهريور 1393

بهترین عیدی

سلام عزیزکم خیلی خوشحالم امروز میدونی چرا چون خداجون به منو بابایی عیدی داده کدوم عیدی عیدی عید فطرمون نمازعیدفطرامسال حاج اقامیون خطبه گفتن خداتواین روز به همه عیدی میده من همون لحظه فقط از خداجون خواستم تورو به ما بده بعدمتوجه شدم دعای باباییم تواون لحظه همین بوده وخداجون صدامونوشنیده اره نفسم بلاخره افتخار دادیو اومدی تودل مامانی دوشنبه20مرداد بی بی چکم + شدو دیروز یعنی چهارشنبه صبح ازمایش دادم ساعت 19جوابوگرفتیم البته خانوم دکتر واسه دوهفته دیگه واسم سونونوشت تا مطمئنتر شیم سفرخوبی تودل مامانی داشته باشی امیدم مرسی که اومدی خدای عزیزم بابت هدیه اسمونیت هزاران بار شکرت ...
23 مرداد 1393

دومین ماه رمضون منوبابایی

سلام توت فرنگی من ،یه ماه رمضون دیگم ازراه رسید ولی توهنوز نیومدی ایشا...توهمین ماه خداجون تورو به ماهدیه بده وماه رمضون بعدی توهم پیشمون باشی ایشا...     ...
9 تير 1393